تبليغاتX
پسرم ... مهراد
نوشتن تمام حروف اسمش را دیگر یاد گرفته.امروز خانم معلم سرمشق داده تا نوشتن اسم خودش را تمرین کند.با دقت و وسواس حروف را کنار هم می چیند.کمی راهنمایی اش می کنم و برای اولین بار اسمش را در دفتر مشقش می نویسد.از شاهکارش برایم رونمایی می کند.نگاههایم را تعقیب می کند تا ببیند اولین اثرش درست به بار نشسته یا نه! یک آفرین جانانه می گویم، صورتم را در میان دستهای کوچکش می گیرد و می گوید:"مرسی مامان که انقد برام زحمت می کشی! شما خیلی برای من زحمت می کشی.خیلیییییییی.............!!!" ،و بوسه بارانم می کند...

از تمام بی حوصلگی ها، خستگی ها، و شکوه هایم شرمنده می شوم!

                       

 


+ نوشته شده در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 17:44
توسط زهره موضوع: |

mamanemehrad

زهره

mamanemehrad

http://mamanemehrad.blogfa.com

پسرم ... مهراد

پسرم ... مهراد - بنویس...

پسرم ... مهراد

پسرم...مهراد تو یکی از روزهای زیبا و آفتابی اردیبهشت82 چشمهاشو به روی دنیا باز کرد.........

دلم میخواد تو این وبلاگ تا جائی که میتونم درباره خاطره های مهراد و مهمترین اتفاقات دوران کودکیش بنویسم.آرزو دارم یه روز که پسرم مرد جوونی شد این وبلاگ هدیه من باشه براش..

پسرم ... مهراد

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog