تبليغاتX
پسرم ... مهراد

 

جديدترين تئوري مهراد از آفرينش انسان و جهان آنقدر شيرين بود كه بتونه سكوت يك ماهه اين وبلاگ رو بشكنه:

مامان من فكر مي كنم(!) ما همه مون نقاشي هستيم!

_چطور يعني مامان؟!

خب يعني مثلآ يه روز يه پسري مثل من… از مامانش يه ورق كاغذ خواسته… كه روش يه نقاشي بكشه…

بعدش نقاشي ما رو كشيده.... يعني همه مونو ... همٌه ي دنيا رو... خب كوچولو كوچولو كشيده ديگه... يه جوري كه همه شون رو كاغذ جا بشن!حالا ما همه مون مثل عروسكهاي اون پسره شديم... يعني هر جوري دلش مي خواد داره با ما بازي مي كنه!


( چند ثانيه به فكر فرو مي ره... حرفي نمي زنم تا مسير تخيلاتش رو بي مزاحمت طي كنه.ادامه مي ده...)

يعني اون پسره همون بابا خداست ديگه!

­(دوباره مكث مي كنه و به فكر فرو مي ره...)


خب شايد هم نه... اون پسره رو هم نقاشي ش كردن... يعني يه پسر بچه ي شيطون ديگه از مامانش يه ورق كاغذ گرفته اونو نقاشي كرده... اونو... مامانشو.... زندگيشونو...

حالا بابا خدا كدومه؟! اون آخر آخريه... يعني اون كه از همه بزرگتره ديگه مامان! اون بابا خداست!

( بهم خيره مي شه تا يه تاييد يا نظر ازم بگيره...بايد يه جوابي بهش داد.وانمود مي كنم كه حرفاش منو به فكر فرو برده.و ... واقعآ هم غرق اين تخيل شيرين كودكانه مي شم.شايد هم اين از تمام نظريه هاي آفرينش ديگه اي كه از كودكي تا حالا خودنديم و شنيديم شيرين تر و قابل فهم تره! حالا بدون اينكه تلاش كنم تا چيزي وانمود كنم با جديت تمام جواب مي دم(

خب آره مامان! شايد...

پيش خودم فكر مي كنم...

شايد...!

 


+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 16:34
توسط زهره موضوع: |

mamanemehrad

زهره

mamanemehrad

http://mamanemehrad.blogfa.com

پسرم ... مهراد

پسرم ... مهراد - بوم آفرینش

پسرم ... مهراد

پسرم...مهراد تو یکی از روزهای زیبا و آفتابی اردیبهشت82 چشمهاشو به روی دنیا باز کرد.........

دلم میخواد تو این وبلاگ تا جائی که میتونم درباره خاطره های مهراد و مهمترین اتفاقات دوران کودکیش بنویسم.آرزو دارم یه روز که پسرم مرد جوونی شد این وبلاگ هدیه من باشه براش..

پسرم ... مهراد

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog